تبلیغات
روانپزشکی و روانشناسی بالینی - زوج درمانی
 
روانپزشکی و روانشناسی بالینی
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : محمد خالقی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

زوج درمانی

زوج درمانی یکی از روشهای درمان برای زوج ها است البته این نوع درمان فقط شامل کسانی که ازدواج کردند نیست بلکه شامل دو نفر که هنوز ازدواج نکرده اند و.. نیز است.

یکی از مراجعات شایع به متخصصان بهداشت روانی مشکلات مربوط به ازدواج و روابط عاطفی است. اغلب خانواده‌ درمانگران یا همانfamily therapists عمدتا با زوج‌ها کار می‌کنند و اصطلاح «زوج درمانی» به تدریج جایگزین اصطلاح قدیمی‌تر «ازدواج درمانی» می‌شود.
«زوج درمانی» ممکن است بوسیله روانپزشکان، روانشناسان، مددکاران اجتماعی بالینی، پرستاران روانپزشکی، مشاوران روحانی و خانواده‌ درمانگرانی که دوره‌های مخصوص این کار را دیده‌اند و تحت نظارت برای انجام آن تعلیم یافته‌‌اند، انجام شود. فرض درمانگری که در این حوزه کار می‌کند اینست که ناراحتی و ناشادمانی که یک زوج با آن روبرو هستند، چیزی بیش از مشکلات و علائم شخصی آنهاست. زوجی که به درمانگر مراجعه کرده‌اند ممکن است در مورد فاصله‌گیری عاطفی، نزاع بر سر قدرت، اشکال در ارتباط برقرار کردن، حسادت،‌ خیانت و عدم ارضاء جنسی و خشونت شکایت داشته باشند. درمانگر به زوج کمک می‌کند که زندگی‌ مشترکشان را مورد بررسی قرار دهند و تصمیم بگیرند که چه تغییراتی لازم است. آنها سعی می‌کنند سوء‌تفاهم‌های دوجانبه، انتظارات غیرمعقول، و تصورات بیان‌نشده‌ای که باعث تداوم تعارض میان آن دو می‌شود را برطرف‌ کنند.
سیستم‌ها و الگوهای خانوادگی
نظریه «سیستم‌های خانواده» زمانی نظریه غالب در این حوزه بود و هنوز هم بعنوان یک راهنمای کلی برای زوج‌درمانگرها تاثیرگذار است. این نظریه بر الگوهای ارتباط، کنش و واکنش که محیط خانواده را ایجاد و تقویت می‌کنند، تاکید دارند. در یک زوج ناشاد، این سیستم در برابر تغییرات مقاومت می‌کند، زیرا به یک تعادل ناسازگارانه رسیده است، درست به همان صورتی‌که علائم شخصی ممکن است در برابر تغییرات مقاومت کنند، زیرا باعث می‌شوند تعادل عاطفی فرد حفظ شود. زوج ممکن است بطور ناآگاهانه قواعدی برای خودشان گذاشته باشند که درست عمل نمی‌کند. درمانگر به زوج کمک می‌کند که از وجود این قواعد و الگوها آشنا شوند تا بتوانند آنها را تغییر دهند. هنگامی‌که دو نفر به خوبی چه بصورت کلامی و چه غیرکلامی، ارتباط برقرار نمی‌کنند، هر یک از آنها ممکن است فکر کند که طرف مقابلش اصول معینی را پذیرفته، در حالیکه اینطور نیست. برای مثال شوهر فکر می‌کند زنش پذیرفته که او تا هر زمانی‌که فکر می‌کند ضروری است، می‌تواند سر کار بماند، اما زن فکر می‌کند که شوهرش بدون اظهار این مسئله، پذیرفته است که در هنگام شام در خانه باشد. این وعده‌های اظهار نشده سوء‌تفاهم‌ برانگیز که ناشی از مشکل ارتباطی طرفین است، ممکن است امور جنسی، وضعیت مالی خانواده یا تعداد فرزندان را در برگیرد.
درمانگرانی که بر اساس نظریه سیستم‌های خانواده عمل می‌کنند، اغلب از مفهومی به نام «پیوند دوسویه» استفاده می‌کنند، موقعیتی که هنگامی ایجاد می‌شود که طرفین یک زوج پیام‌های متناقض به هم می‌فرستند، پیامی که آن را بیان می‌کند و پیام متناقضی که از طریق ارتباط خاموش عاطفی اظهار می‌کنند. زوج اگر بخواهند تا رابطه خود را حفظ کنند،‌ نباید این تناقض را بپذیرند یا به مقاصد پنهانی آن پاسخ دهند. درمان بر اساس نظریه سیستم‌های خانواده برای آشکار کردن و حل کردن مشکلاتی از این نوع طراحی شده‌ است.
رفتار درمانی زوج‌ها
رفتار درمانی زوج‌ها سه نوع کمک را برای آنها فراهم می‌کند: 1)تبادل رفتاری، 2)تعلیم دادن ارتباط و 3)آموزش مشکل‌‌گشایی.
در «تبادل رفتاری»، به هر یک از زوجین کمک می‌‌شود تا یک تغییر مطلوب در رفتار طرف مقابل را تعیین کند و طرفین موافقت می‌کنند با یکدیگر همکاری دوجانبه داشته باشند. درمانگر آنها را تشویق می‌کند تا آخر به این تعهد خود وفادار بمانند و نسبت به هم احترام نشان دهند. تعلیم ارتباط به زوج نشان می‌دهد تا چگونه به حساسیت به یکدیگر گوش دهند و نیازهایشان را بدون اتهام زدن به یکدیگر بیان کنند. در آموزش مشکل‌گشایی، زوج یاد می‌گیرند چگونه موضوعاتی را که تعارض ایجاد می‌کنند، شناسایی کنند، راه‌حل‌های اختصاصی را پیدا کنند، به مذاکره بپردازند و مصالحه کنند. بسیاری از رفتار درمانگرها همچنین تلاش دارند طریقه واکنش نشان دادن زوجین به رفتار نامطلوب را پاسخ دهند. آنها ممکن است از شیوه بازسازی شناختی استفاده کنند، که در آن شیوه تفسیر هر یک از طرفین از رفتارهای طرف مقابل تغییر داده می‌شود. زوجین می‌آموزند که از کلماتی مانند «همیشه» و «هرگز» استفاده نکنند و پیش از متهم کردن دیگری شواهد را بررسی کنند و عواقب زندگی بر اساس فرضیاتی پوشیده که به درستی آنها اطمینانی نیست، را مورد ملاحظه مجدد قرار دهند
زوج‌درمانی با تمرکز عاطفی
زوج‌درمانی با تمرکز عاطفی، نوع دیگری از درمان است که از «روان‌درمانی» مراجع، محور «کارل راجرز» و نیز از نظریه سیستم‌های خانواده الهام می‌گیرد، و بیش از رفتار بر عواطف متمرکز می‌شود. درمانگر به زوج کمک می‌کند که تا بعنوان پیش‌شرط درمان، عواطفی را که تعارض آنها را برمی‌انگیزد، ‌شناسایی کنند تا بتوانند الگوهای رفتاری دردسرآفرین را متوقف کنند. آنها آسیب‌پذیری‌هایشان بیان می‌کنند و احساسات پذیرفته ‌نشده‌ خود را بروز می‌دهند، ‌بعد موقعیت آنها در پرتو این احساسات مورد بررسی مجدد قرار می‌گیرد تا راه‌حل‌های جدیدی بدست آید.
اغلب حل مشکل زوج به قطع کردن یا رهایی از الگوهای یا چرخه‌های پاسخ انعطاف‌ناپذیر منوط می‌شود. برای مثال یک طرف خشمگین، منتقد و شکایتگر با یک الگوی مداوما تکرار شونده، با طرف مقابلی که حالت تدافعی و انزواجو دارد، مواجه می‌‌شود. درمانگر به طرف عصبانی کمک می‌کند تا ناتوانی‌اش در مورد ارتباط برقرار کردن بصورت غیرتهاجمی (به گوش دادن به نگرانی‌های طرف مقابل و پاسخ دادن به آنها با حمایت) را درک کند.
زوج‌‌درمانی روان‌پویشی
درمانگرهای روان‌پویشی معتقدند؛ شیوه‌ای که زوج‌های بزرگسال با یکدیگر رفتار می‌کند، به شدن تحت تاثیر الگوهایی است که در دوران کودکی آنها تثبیت شده است، درس‌هایی که اغلب بصورت ناخودآگاه در خانواده‌ای که در آن بزرگ شده‌اند به آنها آموخته شده است. درمانگر بر امیال ناخودآگاه و واکنش‌های دفاعی که آنها نیز عمدتا ناخودآگاه هستند، تاکید دارد. واکنش‌های دفاعی مانع ابراز کامل این امیال می‌شوند یا آنها را بسوی دیگر منحرف می‌کنند. زوج‌ درمانگران روان‌پویشی توجه خاصی بر «همانندسازی فرافکنانه»، یک واکنش دفاعی که شامل نسبت دادن امیال و تکانه‌های خود شما به طرف مقابل‌تان و رفتار کردن به نحوی به پاسخ‌هایی را برانگیزد که شما متقاعد کند این نسبت‌دادن درست است. بعنوان مثال شوهری که نمی‌تواند وابستگی و ضعف خود را تحمل کند و با انعطاف‌نا‌‌پذیری و سلطه‌جویی بعنوان بیانی از قدرت سعی می‌کند به جبران مفرط این خصوصیت خود بپردازد، ممکن است به رفتار وابسته و انفعالی در همسرش بینجامد، که او می‌تواند هم همذات‌پنداری کند و در عین حال از آن احساس تلخکامی کند. به عقیده روان‌درمانگران روان‌پویشی، چنین الگوهای مکملی اغلب از روابط دوران کودکی با والدین سرچشمه می‌گیرد.